close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
حکایتهای پند آموز
loading...

ღஜ پـــــــرســــــتــــــارانஜღ

پنجره و آینه جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید: - پشت پنجره چه می بینی؟ - آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد. بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: - در این آینه نگاه کن…

آخرین ارسال های انجمن
جواد شیخ زاده بازدید : 205 دوشنبه 11 دي 1391 نظرات ()


پنجره و آینه

جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید:
- پشت پنجره چه می بینی؟
- آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.
بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:
- در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می‌بینی.
- خودم را می‌بینم.
- دیگر دیگران را نمی‌بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده‌ی اولیه ساخته شده‌اند، شیشه. اما در آینه لایه‌ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی‌بینی. این دو شی‌ئ شیشه‌ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آن‌ها احساس محبت می‌کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلو چشم‌هایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست‌شان بداری.

زن کامل

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
- خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.
- پس چرا با او ازدواج نکردی؟
- آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!


باران رو به جلو

جنگ بر علیه مسائل خاصی که با گذر زمان حل می‌شود، فقط نیروی شما را به هدر می‌دهد. یک داستان چینی بسیار کوتاه، این موضوع را به تصویر می‌کشد:
ناگهان در میان دشتی، باران گرفت. مردم به دنبال سرپناه می‌دویدند، به جز مردی که همان طور آرام به راه‌خود ادامه می‌داد.
کسی پرسید: چرا نمی‌دوی؟
مرد پاسخ داد: چون جلوی من هم باران می‌بارد!

نرم کردن فولاد

لاینل واترمن داستان آهنگری را می‌گوید که پس از گذران جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش چیزی درست به نظر نمی‌آمد حتی مشکلاتش مدام بیشتر می‌شد.
یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: واقعاً عجیب است. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خدا ترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده. نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاش‌هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده.
آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگی‌‌اش آمده است. اما نمی‌خواست دوستش را بی‌پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را که می‌خواست یافت. این پاسخ آهنگر بود:
- در این کارگاه فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چطور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم تا این که فولاد شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می‌کنم و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست.
آهنگر مدتی سکوت کرد، سیگاری آتش روشن کرد و ادامه داد:
- گاهی فولادی که به دستم می رسد نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که از این فولاد هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد.
باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
- می‌دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می‌برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده، پذیرفته‌ام و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم، انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها چیزی که می‌خواهم این است: خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو می‌خواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که می‌پسندی، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولادهای بی‌فایده پرتاب نکن.

برچسب ها حکایت ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
بــــــــه وب خــــودتون صــــــفـــا آوردین خوشحال میشیم اگه نظر بدین ...................................................................................... همیشه خاطره ای هست ک نفس آدم رو برای لحظاتی میگیره،از دل نوشته هام ساده نگذر،ب یاد داشته باش این "دل نوشته هارو" یک "دل "نوشته
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • آشنایی با روستای خلیل آباد اردبیل
  • پرستاری زابل91
  • دانشجويان فوریت های پزشكي 91اردبيل
  • فقط حنده
  • بهانه های دلتنگی
  • هک و مطالب کاربردی
  • اتاق عملی های 91-اردبیل
  • دانلودپا | مجله خبری تفریحی
  • اندروید طلایی
  • بدو تو خنده
  • دانلود بازی و نرم افزار اندروید
  • وبسایت مجید چت
  • پاتوق جوانان
  • شاید برای تو،شایدبرای دلم
  • شهر اس ام اس |عاشقانه ، خنده دار،جک
  • عکس های ایرانی
  • افشین مهری
  • دلنوشته های لیلا
  • دانلود موزیک ؛ جدیدترن جوکها
  • afshin.mehri
  • یک سبد خاطره
  • پرستاران 90 جیرفت
  • تنهای اول
  • کسب درامد از اینترنت
  • به روز ترین سایت موزیک
  • amindumanli
  • دانشجویان پرستاری 91 تبریز
  • پرستاران بهمن 91 تبریز
  • نیمباز
  • بزن لایکو
  • ویوا شاپ
  • پرستاری ورودی 91 یزد
  • به " all saints"پرستاران مقدس خوش آمدید
  • ☻☺به روز دانلود☻☺
  • ایستگاه پرستاری
  • ثبت نام تو سایت آپلود
  • آپلود
  • تا موفقیت
  • سه تفنگدار
  • lovelorn
  • پرستاران ورودی 91 زاهدان
  • پرستاری 91 یاسوج
  • دانشجویان پرستاری 89 دانشگاه آزاد اردبیل
  • Nurse 90
  • کلبه ما
  • چت روم پرستاران
  • سایت جامع پرستاری
  • بسیجی یعنی...
  • بدولاو
  • آسمان عشق منو تو
  • دوچرخه سواری کوهستان
  • ریحانه ی هستی
  • عشق بزرگ
  • دانشجویان پرستاری 90 کرمان
  • ژنتیک و میکروبیولوژی
  • پـــــــــــرستاران جوان
  • بسم ربّ الشهدا...
  • وبلاگ پرستاران
  • دفتر عشق
  • طنز و خنده
  • منجی (وبلاگ وحید جمالی)
  • love me
  • وبلاگ پرستاری مهر89 شيراز
  • دلتنگـــــــــــــــــــــــــــــی هایم
  • وبلاگ پرستاری و مامایی شهید بهشتی
  • بانک ملی
  • پـــــــــــرستاران جوان
  • ساعت مچی زنانه ck
  • ☼JusT L!ve 4 l0ve☼
  • ღ ❤ دلتنگ ماه ❤ ღ
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    نظر شما درباره مطالب وب چیست؟؟؟؟؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 247
  • کل نظرات : 38
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 103
  • آی پی امروز : 43
  • آی پی دیروز : 43
  • بازدید امروز : 1,781
  • باردید دیروز : 470
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 2,730
  • بازدید ماه : 2,907
  • بازدید سال : 2,907
  • بازدید کلی : 2,907
  • آخرین نظرات
  • mina - 1395/03/24
    سلام ممنون از مطالب مفید وعلمیتون من
  • دشتی - 1395/03/23
    موفق باشید
  • SUNLORD - 1395/01/17
    با سلاممن وبلاگي درست کردم و خاطرات ار
  • منصور حیدری - 1394/12/06
    با سلامجسارتا بایدعرض کنم که فرمول شما
  • DB - 1394/04/10
    خیلی متن جالب و خوبی بود. ممنون.
  • تنها شریکِ غم - 1394/03/01
    دادرس..چه کلمه قشنگیه...انرژی میده.ا
  • تنها شریکِ غم - 1394/03/01
    ههههههههه باریک الا چه دخترِ خوش اشتهایی
  • تنها شریک غم - 1394/02/09
    قالب جدید مبارکا باشههه خبراییه؟؟؟منم دع
  • صادق - 1394/02/03
    ماشالله داداش.چش نخوری
  • صادق - 1394/02/01
    ممنون اقای دکتر.عالی بوود