close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
داستان سیندرلا به سبک ایرانی طنز
در شبکه های اجتماعی هوادار ما باشید
صفحه اصلی تالار گفتمان آرشیو عضویت ورود نقشه سایت خوراک تماس با ما طراح قالب مترجم قالب
درباره مــا
ღஜ پـــــــرســــــتــــــارانஜღ
بــــــــه وب خــــودتون صــــــفـــا آوردین خوشحال میشیم اگه نظر بدین ...................................................................................... همیشه خاطره ای هست ک نفس آدم رو برای لحظاتی میگیره،از دل نوشته هام ساده نگذر،ب یاد داشته باش این "دل نوشته هارو" یک "دل "نوشته
موضوعات
نویسندگان
آرشیو
لینک های روزانه
لینک های دوستان
  • آشنایی با روستای خلیل آباد اردبیل
  • پرستاری زابل91
  • دانشجويان فوریت های پزشكي 91اردبيل
  • فقط حنده
  • بهانه های دلتنگی
  • هک و مطالب کاربردی
  • اتاق عملی های 91-اردبیل
  • دانلودپا | مجله خبری تفریحی
  • اندروید طلایی
  • بدو تو خنده
  • دانلود بازی و نرم افزار اندروید
  • وبسایت مجید چت
  • پاتوق جوانان
  • شاید برای تو،شایدبرای دلم
  • شهر اس ام اس |عاشقانه ، خنده دار،جک
  • عکس های ایرانی
  • افشین مهری
  • دلنوشته های لیلا
  • دانلود موزیک ؛ جدیدترن جوکها
  • afshin.mehri
  • یک سبد خاطره
  • پرستاران 90 جیرفت
  • تنهای اول
  • کسب درامد از اینترنت
  • به روز ترین سایت موزیک
  • amindumanli
  • دانشجویان پرستاری 91 تبریز
  • پرستاران بهمن 91 تبریز
  • نیمباز
  • بزن لایکو
  • ویوا شاپ
  • پرستاری ورودی 91 یزد
  • به " all saints"پرستاران مقدس خوش آمدید
  • ☻☺به روز دانلود☻☺
  • ایستگاه پرستاری
  • ثبت نام تو سایت آپلود
  • آپلود
  • تا موفقیت
  • سه تفنگدار
  • lovelorn
  • پرستاران ورودی 91 زاهدان
  • پرستاری 91 یاسوج
  • دانشجویان پرستاری 89 دانشگاه آزاد اردبیل
  • Nurse 90
  • کلبه ما
  • چت روم پرستاران
  • سایت جامع پرستاری
  • بسیجی یعنی...
  • بدولاو
  • آسمان عشق منو تو
  • دوچرخه سواری کوهستان
  • ریحانه ی هستی
  • عشق بزرگ
  • دانشجویان پرستاری 90 کرمان
  • ژنتیک و میکروبیولوژی
  • پـــــــــــرستاران جوان
  • بسم ربّ الشهدا...
  • وبلاگ پرستاران
  • دفتر عشق
  • طنز و خنده
  • منجی (وبلاگ وحید جمالی)
  • love me
  • وبلاگ پرستاری مهر89 شيراز
  • دلتنگـــــــــــــــــــــــــــــی هایم
  • وبلاگ پرستاری و مامایی شهید بهشتی
  • بانک ملی
  • پـــــــــــرستاران جوان
  • ساعت مچی زنانه ck
  • ☼JusT L!ve 4 l0ve☼
  • ღ ❤ دلتنگ ماه ❤ ღ
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • روزيکـــــــــس
  • موزیک ایرونـــی
  • نظرسنجی
    نظر شما درباره مطالب وب چیست؟؟؟؟؟





    آخرین نظرات
    minamina - سلام ممنون از مطالب مفید وعلمیتون من هرکاری میکنم پی دی اف بالا رو نمی تونم دانلود کنم چون سرکارم و با اینترانت وارد شدم دانلودش محدوده میشه لطفا - 1395/03/24
    دشتیدشتی - موفق باشید - 1395/03/23
    SUNLORDSUNLORD - با سلاممن وبلاگي درست کردم و خاطرات ارشد م رو در اون مينويسم تا اگر کسي خواست و در اينده نياز به راهنمايي ملموس داشت از اين وبلاگ بتونه استفاده کنه - 1395/01/17
    منصور حیدریمنصور حیدری - با سلامجسارتا بایدعرض کنم که فرمول شما برای ست سرم صحیح نمی باشد.البته این یکی از فرمولهای غلط رایج در بین پرستاران می باشد که متاسفانه مربیان پرس - 1394/12/06
    DBDB - خیلی متن جالب و خوبی بود. ممنون. - 1394/04/10
    تنها شریکِ غمتنها شریکِ غم - دادرس..چه کلمه قشنگیه...انرژی میده.این پستهم..عالی بود فقط آذرماهی نمیشناسم مطابقت بدم - 1394/03/01
    تنها شریکِ غمتنها شریکِ غم - ههههههههه باریک الا چه دخترِ خوش اشتهایی - 1394/03/01
    تنها شریک غمتنها شریک غم - قالب جدید مبارکا باشههه خبراییه؟؟؟منم دعوت تاباشه شادیه داداش جوادی باشه آهنگِ......دیوونم میکنه نمیتونم طاقت بیارم تااخرشو گوش بدم.چندوقته می - 1394/02/09
    صادقصادق - ماشالله داداش.چش نخوری - 1394/02/03
    صادقصادق - ممنون اقای دکتر.عالی بوود - 1394/02/01
    آخرین ارسالی های انجمن

    داستان سیندرلا به سبک ایرانی طنز

    287 بازدید پنجشنبه 24 بهمن 1392
    لایک: نتیجــــه : 0 امتیــــاز توســـط 0 نفـــر ، مجمـــوع امتیــــاز : 4


    داستان سیندرلا,سیندرلا ایرانی,طنز ایرانی

    یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بدون پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .

    سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و ۲ تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت :سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که ۲ متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود .

    القصه ، یه روز پسر پادشاه که خوشی زیر دلش زده بود ، تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم

    مامانش : بعله پسر دلبندم

    شاهزاده : من زن می خوام

    مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟

    شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم

    مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟

    شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم

    مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم .

    خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ،

    شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟
    مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل ۲ تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا” ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ( مگه من فضولم ، اصلا” به ما چه شبیه چی شده بود ) .

    صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با ۲ تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد

    سیندرلا گفت : سلام

    فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟

    سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم

    فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن

    سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم
    فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه.

    سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ……

    فرشته : خداحافظ ….

    سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت .
    زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟

    یارو گفت : نه نداریم.
    سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟

    فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو

    سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم .

    فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!!

    سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟

    فرشته : بعله می خوره

    سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای.

    فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟
    سیندرلا : نه ندارم

    فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟

    سیندرلا: شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم

    داستان سیندرلا,سیندرلا ایرانی,طنز ایرانی

    فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه .

    سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم

    فرشته : چرا نمیری؟

    سیندرلا : آبروم می ره

    فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم

    سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدند وای چه خبره !!!!!

    شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد

    سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز وادا اطوارگفت : شاهزاده منو می گیری ؟

    شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟

    سیندرلا : ۳۷

    شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم ۳۷ باشه.

    خلاصه شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم باهم ازدواج کنیم ، همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا … داماد و ببوس یالا

    سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد)

    سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند.

    پست های مرتبط :


    ارسال نظر
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود به سایت
    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    ارتباط با مدیر
    آمارگیر
      آمار مطالب
      کل مطالب : 247
      کل نظرات : 38
      آمار کاربران
      افراد آنلاين : 1
      تعداد اعضا : 103
      آمار بازديد
      بازديد امروز : 122
      بازديد ديروز : 118
      بازديد کننده امروز : 16
      بازديد کننده ديروز : 42
      گوگل امروز : 0
      گوگل ديروز: 1
      بازديد هفته : 122
      بازديد ماه : 2,713
      بازديد سال : 28,742
      بازديد کلي : 228,344
      اطلاعات شما
      آي پي : 54.159.44.54
      مرورگر :
      سيستم عامل :
    مطالب جدید
    • کتاب اندرویدی سیستم قلب و عروق
    • هموویژیلانس و مراقبتهای پرستاری در ترانسفوزیون خون
    • 💞گفتمان علمی پرستاران💞 (تلگرام)
    • مراقبتهای پرستاری از بیماران قلبی بر اساس گایدلاین انجمن قلب آمریکا
    • مراقبت هاي پرستاري در هنگام بروز ناراحتي هاي قلبي عروقي در افراد دچار آسيب نخاعي
    • دارو های ترالی احیا
    • چگونه می توانیم بر تغییر فضای حاکم بر پرستاری موثر باشیم؟(بهرام نژاد -پرستار بالین)
    • اولین جلسه آموزشی گروه رسانه هیات مدیره ی نظام پرستاری استان اردبیل در قالب نشست گفتمان پرستاری بر
    • دروس و ضرایب آزمون ارشد پرستاری داخلی جراحی 95-94
    • منابع آزمون کارشناسی ارشد پرستاری 95-94
    مطالب پربازدید
    • انواع گلبول های سفید
    • پرستاری و تنظیم قطرات سرم
    • انسولین ونحوه تزریق آن
    • خلاصه ای از پوزیشن های بیمار
    • 💞گفتمان علمی پرستاران💞 (تلگرام)
    • عکس بروبکس پرستاری ورودی 91
    • تبدیل سرم
    • نحوه محاسبات دارویی
    • فیلم آموزشی برای پرستاران
    • اصطلاحات رایج پرستاری
    مطالب تصادفی
    • بی قرار بودن
    • قصه ی دلها
    • زندگی
    • پاورپونت برای واکسیناسیون
    • چرا مصرف خربزه با عسل مرگ آور است
    • I always feel happy, you know why
    • کار در ایران
    •  مقدار کافی ویتامین d می تواند باعث بهبود عملکرد ورزشکاران شود
    • اصطلاحات رایج پرستاری
    • چگونه می توانیم بر تغییر فضای حاکم بر پرستاری موثر باشیم؟(بهرام نژاد -پرستار بالین)